أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

191

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

اندوه زياد داشت ، در سال دهم معاودت از مصر حضرت ابراهيم را گفت ؛ بلكه حضرت معطى العطايا اولادى از اين زن كرامت كند ، هاجر را به زوج خود ابراهيم بخشيد . و حضرت هاجر از خليل ستوده سير حامل شده در اواخر آن سال حضرت اسماعيل را توليد نمود . ولادت باهر السّعادة حضرت اسماعيل دو هزار و هفتصد و هشتاد و دو ( 2782 ) و على قول دو هزار و هفتصد و شصت و سه ( 2763 ) سال قبل از هجرت مشهور است ؛ و ليكن بعضى معتقد برآنند كه ولادت آن حضرت دو هزار و پانصد و بيست و هشت ( 2528 ) و به قول ديگر دو هزار و نهصد و دو ( 2902 ) سال قبل از هجرت نبوى بوده است . آن وقت حضرت ابراهيم هشتاد ( 80 ) سال داشت . جهت و وضع عزيمت ابراهيم به وادى بىزرع مكّه حضرت ابراهيم در قريهء فسط نام كه در ارض فلسطين در ميان بلده‌هاى رمله و ايله واقع بود اقامت نموده و به يك ثروت و مكنت فوق الغايه مالك شده ، مارّين و عابرين را ضيافت و ميهمانى مىنمود . اثنائى كه زمان هلاكت قوم لوط تقرّب نمود براى اينكه حضرت لوط را از ميان آن قوم خارج سازند و ولادت باهر سعادت حضرت اسحاق را به حضرت ساره بشارت داده و او را مبتهج و مسرور سازند ، ملائكه‌اى چند نازل شده و در خانه حضرت خليل ورود كرده و ميهمان شدند . عدد اين ملائكهء كرام به قولى دوازده و به قولى عبارت از حضرت جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل بوده‌اند . حضرت ابراهيم بودن ميهمانان عزيز خود را از گروه ملائكه استنباط نكرده و براى تعظيم آنها خود ابراهيم به لوازم خدمت و ميهمان‌نوازى اقدام كرده و بريانى را كه تهيه و تدارك كرده بود در نزد ميهمانان حاضر ساخته و تكليف تناول نمود . چون ميهمانان به تناول آن مطبوخ اظهار ميل و اقبال ننمودند ، حضرت ابراهيم متوهّم شده و اظهار علايم خوف و هراس كرد . ملائكهء كرام إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمِ لُوطٍ « 1 » گفته مأموريّت خودشان را به

--> ( 1 ) . هود / 70 .